از استادانش موسيبن سليمان بوكري و سن آستروك دونوا بودند؛ بيشتر در آرل كار كرد (1307 ـ 1317): در سال 1318 در سالن بود؛ پس از آن مدتي (1318 ـ 1328) را در خدمت روبر آنژويي شاه ناپل و كنت پرونس به سر برد؛ او را احتمالاً در آوينيون ملاقات كرده بود (1319)، سپس در رم برايش كار ميكرد و در آنجا با طبقهٴ ممتاز يهوديان آن عصر محشور بود (از قبيل عمانوئيل بن سليمان و يهودا بن موسي). در حدود 1322 او را در كاتالونيا، در 1328 در آرل مييابيم و پس از آن ديگر نشاني از او نيست.
آثار اصيل. آثار اصيل او، يعني نوشتههايش خيلي كمتر از ترجمههايش است و اهميت كمتري دارد. اول بهتر است بدانها بپردازيم:
1. انتقاد از طِرَت كِسِف يوسف كسپي. طِرَت كِسِف در سال 1317 در آرل تأليف شده و انتقاد قالونيموس در سال 1318 در سالن يا در آرل نوشته شده است. اين كتابها دربارهٴ نقد كتاب مقدس است.
2. سِفِر مِلَكَيم (شاهنامه) در حدود 1320 براي روبر آنژويي نوشته شده است. احتمالاً جز قطعهٴ بينامي در مونيخ، كه دربارهٴ خواص ده عدد اول و تاحدي بهشيوهٴ سِفِر هه - اِحَد ابراهيم ابن عزرا و دربارهٴ اعداد متحاب است، بقيهٴ آن گم شده است. گفته ميشود اين رساله گزيدهاي از حساب، هندسه، جبر و اخترگويي بوده است. موٴلف با آثار عربي بهخوبي آشنايي داشت.
3. سنگ محك. اين معروفترين تأليف اوست و اثري است اخلاقي و طنز آميز به نثر مسجع، پر از كنايات و اشاراتي از
تورات و تلمود، كه احتمالاً در سال 1322 آن را به اتمام رسانده و به ده تن از دوستان كاتالونيايي فاضلش تقديم كرده است. توصيف يازده نوع غرور و فخرفروشي، شامل مباهات به علم. محكوم كردن هجوآميز اخترگويي. توصيف رنجهاي همكيشانش: تلمود سوزي در 1319 در تولوز؛ پيگرد بهوسيلهٴ پاستورو در سال 1320؛ پيگرد جذاميان در سال 1321.
4. تقليد ادبي از رسالهٴ مگيلاي1 تلمود، كه در رم تأليف كرده و توصيف طنزآلودي از رابيان ايتاليا و... است.
بسياري آثار ديگر، بهغلط (براثر خلط نام او با قالونيموس ديگر) يا به دلايل غير كافي به او نسبت داده شده است.
1 ـ 4. بهتر است از يك رسالهٴ تازه كشف شده ذكري كنيم، كه در آن سفر خود را از راه پرونس